شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۶۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا ای محتسب از وادی دردی کشان بگذرازین یک گل زمین، دانسته ای باد خزان بگذر
۲
نمی گفتم حریفم نیستی کاوش مکن با من ؟به چندین کشتی از دریای چشمم این زمان بگذر
۳
ازین صحرای کنعان کز حسد چاهی است هرگامشزلیخا گوش برزنگ است زود ای کاروان بگذر
۴
غبار آلوده اشکی، درخمار سرمه بیتابیبگیر از گوشه چشمم به خاک اصفهان بگذر
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth