شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۶۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست بیرون ز تو مقصود، تکاپو بگذارچند روزی سر خود بر سر زانو بگذار
۲
با حجاب تن خاکی نتوان واصل شدکوزه خود بشکن، لب به لب جو بگذار
۳
لعل و یاقوت درین داد و ستد سنگ کم استوصل یوسف طلبی جان به ترازو بگذار
۴
نقطه را دایره عیش ز پرگار بودسر سودازده را در قدم او بگذار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth