شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۰۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بامداد دلم می‌پرد به سوداییچو وام دار مرا می‌کند تقاضایی
۲
عجب به خواب چه دیده‌ست دوش این دل منکه هست در سرم امروز شور و صفرایی
۳
ولی دلم چه کند چون موکلان قضاهمی‌رسند پیاپی به دل ز بالایی
۴
پرست خانه دل از موکل عجمیکه نیست یک سر سوزن بهانه را جایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth