شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۰۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شدم به سوی چه آب همچو سقاییبرآمد از تک چه یوسفی معلایی
۲
سبک به دامن پیراهنش زدم من دستز بوی پیرهنش دیده گشت بینایی
۳
به چاه در نظری کردم از تعجب منچه از ملاحت او گشته بود صحرایی
۴
کلیم روح به هر جا رسید میقاتشاگر چه کور بود گشت طور سینایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth