خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۶۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو شمع، جان ز نسیم سحر دریغ مدارز دوستان سبکروح سر دریغ مدار
۲
ز بوی سوختگی روح تازه می گرددز شمع خرده جان چون شرر دریغ مدار
۳
درین حدیقه اگر دوستدار چشم خودینظر ز مردم روشن گهر دریغ مدار
۴
یکی است کام نهنگ و صدف درین دریاز هر که لب بگشاید گهر دریغ مدار
صفحهٔ ۱ از ۳