شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۶۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سخن دریغ مداراز سخن کشان زنهاربه تشنگان برسان آب را روان زنهار
۲
ز آستانه دل جوی آنچه می جوییمبر نیاز به هر خاک آستان زنهار
۳
نشست و خاست درین بوستان چوشبنم کنمشو به خاطر نازکدلان گران زنهار
۴
به پاره دل ولخت جگر قناعت کنمریز آب رخ خود برای نان زنهار
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth