شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۷۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
داغ است برگ عیش گلستان روزگاردود دل است سنبل و ریحان روزگار
۲
چون شمع تا تمام نسوزی نمی دهندخط امان ترا ز شبستان روزگار
۳
نتوان گرفت دامن موج سراب رازنهار دل مبند به سامان روزگار
۴
در نوشخند برق خطرهاست ،زینهاربازی مخور ز چهره خندان روزگار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth