شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۷۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوزاز خرامش بوی گل مدهوش می گردد هنوز
۲
از نگاه تلخ، بادامش همان دل می گزدزهر در دنباله ابروش می گرددهنوز
۳
کم نشد از خط حجاب روی چون برگ گلشاز نگاه گرم شبنم پوش می گردد هنوز
۴
در پی طوطی نهان شد گرچه تنگ شکرشخانه ها از خنده اش پر نوش میگردد هنوز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth