شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۷۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غوطه خوردم درشراب ناب و مخمورم هنوزگم شدم درچشمه خورشید وبی نورم هنوز
۲
گرچه شورمن جهانی را به شور آورده استاز نظرهاچون دهان یارمستورم هنوز
۳
پاره شد زنجیر تاک از باده پرزورمنتاچه باخمخانه گردون کند زورم هنوز
۴
عمرهاشد تاچوموم از شهددورافتاده اممی خلددر پرده دل نیش زنبورم هنوز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth