خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۷۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می رود با قامت خم در پی دنیی هنوزبا چنین محراب، داری پشت برعقبی هنوز
۲
برده است از راه، صبح کاذب دعوی تراغافلی از نور صبح صادق معنی هنوز
۳
می کند هر چند از هر مو سفیدی راه مرگدل نمی افتد به فکر توشه عقبی هنوز
۴
گرچه دست از رعشه می لرزد چو اوراق خزانهمچنان چسبیده ای بر دامن دنیی هنوز
صفحهٔ ۱ از ۳