شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۷۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ریخت دندانهاو در فکر لب نانی هنوزمهره بازیچه گردون گردانی هنوز
۲
شد بنا گوشت سفید و ظلمت غفلت بجاستصبح روشن گشت و در خواب پریشانی هنوز
۳
شاهراه کشور مرگ است هر موی سفیدره نمایان گشت ودر رفتن گرانجانی هنوز
۴
شد بلند، آوازه طبل رحیل کارواناز پریشان خاطری در فکر سامانی هنوز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth