خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۷۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز سرو قدِ تو شد شوره زارِ امکان سبزز شمعِ سبز تو شد بختِ این شبستان سبز
۲
ز خطِ پشتِ لبت زنده می شود دلهاچنین بود چو کند سبزه آبِ حیوان سبز
۳
میانِ اهلِ جنون سبز چوُن توانم شد؟نشد ز گریهٔ من خارِ این بیابان سبز
۴
به رودِ نیل رسان خویش را که هیهات استکز آبِ چاه شود بختِ ماهِ کنعان سبز
صفحهٔ ۱ از ۳