خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۰۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بلندتر شدهست آفتاب انسانیزهی حلاوت و مستی و عشق و آسانی
۲
جهان ز نور تو ناچیز شد، چه چیزی تو؟طلسم دلبرییی یا تو گنج جانانی؟
۳
زهی قلم که تو را نقش کرد در صورتکه نامه همه را نانبشته میخوانی
۴
برون بری تو ز خرگاهِ ششجهت جان راچو جان نماند، بر جاش عشق بنشانی
صفحهٔ ۱ از ۳