شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۰۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا بیا که تو از نادرات ایّامیبرادری، پدری، مادری، دلارامی
۲
به نامِ خوب تو مُرده ز گور برخیزدگزاف نیست برادر چنین نکونامی
۳
تو فضل و رحمتِ حقّی که هر که در تو گریختقبول می‌کُنی‌اش با کژیّ و با خامی
۴
همی‌زیَم به ستیزه و این هم از گولی‌ستکه تا مرا نکُشی ای هوس، نیارامی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth