خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۸۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان چهره خط قیامتی انگیخته است بازرنگی برای بردن دل ریخته است باز
۲
بس ملک دل که زیر نگین آورد ترازین لشکری که خط تو انگیخته است باز
۳
هر چند خط صلای خزان داد در چمنبرگ نشاط بر سر هر ریخته است باز
۴
زان لب هنوز می شکند یک جهان خمارزان زلف خوشه های دل آمیخته است باز
صفحهٔ ۱ از ۳