شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۸۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اشکم ز دل به چهره دویدن گرفت بازاین خانه شکسته چکیدن گرفت باز
۲
آه ضعیف من که به روزن نمی رسیدبر روی چرخ، نیل کشیدن گرفت باز
۳
شد تازه داغ کهنه ام از روی گرم عشقاین میوه های خام رسیدن گرفت باز
۴
نیش شکستگی به سویدای دل رسیداین خون نیم مرده چکیدن گرفت باز
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth