شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۸۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منقار من ز صبح ازل بود دانه سوزدر بیضه بود ناله من آشیانه سوز
۲
ای بخت، چشم باز کن این بزم راببینماییم و آن نگار وشراب بهانه سوز
۳
از چشم او مدار تمنای مردمیهرگز که دید مردمی از مست خانه سوز
۴
خاکسترش به دامن صرصر گره زندبر طور اگر نظر فکند حسن خانه سوز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth