خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۸۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بالا نکرده ساعد او راحیا هنوزبیعت نکرده است به دستش حنا هنوز
۲
آواز عندلیب به گوشش نخورده استبرگرد او نگشته نسیم صبا هنوز
۳
در غنچه است جلوه گلزار شوخی اشدستش گلی نچیده ز رنگ حنا هنوز
۴
گل عیب بیوفایی خود را علاج کردنشنیده است عهد تو بوی وفا هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲