خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۸۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از خود برون نیامده دیوانه ام هنوزمشغول خاکبازی طفلانه ام هنوز
۲
درخون خود مضایقه با تیغ می کنمخام است جوش باده میخانه ام هنوز
۳
هرچند عمرهاست که بیگانه ام ز عقلدرباغ عشق سبزه بیگانه ام هنوز
۴
عمری است گرچه دور ز میخانه ماندهامگردد ز بوی می سر پیمانه ام هنوز
صفحهٔ ۱ از ۳