خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۸۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون شمع اشک در طلب مدعا مریزنقد حیات خود چو شرر برهوا مریز
۲
بی عزتی به اهل سخن مایه غم استزنهار خرده های قلم زیر پا مریز
۳
باید اگر به مردم بیگانه جان فشاندزنهار آبرو به درآشنا مریز
۴
آتش تمیز خارو خس از گل نمی کندای ساده لوح گل به گریبان ما مریز
صفحهٔ ۱ از ۲