خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۸۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پامنه بیرون ز حدِِّ خود کمال این است و بسپیشِ اهلِ دید ملکِ بیزوال این است و بس
۲
دردِ خودبینی بود صد پرده از کوری بتراخترِ اربابِ بینش را وبال این است و بس
۳
خونِ دل خوردن پشیمانی ندارد در قفاگر شرابی هست در عالم حلال این است و بس
۴
چشمپوشیدن جهان را زیرِ بالآوردن استشاهبازِ معرفت را شاهبال این است و بس
صفحهٔ ۱ از ۳