شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۸۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شرح دشت دلگشای عشق را از ما مپرسمی شوی دیوانه، از دامان آن صحرا مپرس
۲
تیغ سیراب است موج قلزم خونخوار عشقغوطه در خون می دهی ما را، ازان دریا مپرس
۳
می کنی زیر و زبر ما را، ازان کشور مگویسر به صحرا می دهی ما را، ازان صحرا مپرس
۴
نقش حیران را خبر از حالت نقاش نیستمعنی پوشیده را از صورت دیبا مپرس
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth