خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۸۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر گرانیهای او را از من حیران مپرسوزن کوه قاف را از پله میزان مپرس
۲
ذکر وحشت، داغ وحشت دیدگان را ناخن استیوسف بی جرم را از چاه و از زندان مپرس
۳
شور بحر از لوح کشتی می توان چون آب خوانددر دل صد پاره ما بنگر از طوفان مپرس
۴
از سیاهی می شود سر رشته گفتار گمزینهار از تیرگیهای شب هجران مپرس
صفحهٔ ۱ از ۳