خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۸۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از تماشای پریشان جهان دلگیر باشواله یک نقش چو آیینه تصویر باش
۲
چو تو بیرون آمدی از بند و زندان لباسسر به سر روی زمین گو خار دامنگیر باش
۳
خصم روگردان چو شد از زخم او ایمن مشوواقف پشت کمان بیش از دم شمشیر باش
۴
رزق صرصر می شود آخر چراغ عاریتاز فروغ فروزان همچو چشم شیر باش
صفحهٔ ۱ از ۳