خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۸۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بادهٔ گلرنگ شو یا شیشهٔ بیرنگ باشبوی خون میآید از نیرنگ، بینیرنگ باش
۲
چند در نیرنگسازی روزگارت بگذرد؟!شبنم بیرنگ شو، با خار و گل همرنگ باش
۳
در حریم عشق و بزم حُسن تا راهت دهندسینهٔ بیکینه و آیینهٔ بیزنگ باش
۴
نخل از جوشِ ثمر، در دست طفلان عاجزستبید شو، دندان ارباب طمع را سنگ باش
صفحهٔ ۱ از ۲