شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۰۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رهید جان دوم از خودی و از هستیشده‌ست صید شهنشاه خویش در مستی
۲
زهی وجود که جان یافت در عدم ناگاهزهی بلند که جان گشت در چنین پستی
۳
درست گشت مرا آنچ من ندانستمچو در درستی ای مه مرا تو بشکستی
۴
چو گشت عشق تو فصاد و اکحلم بگشادچو خون بجستم از تن زهی سبک دستی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth