شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۰۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو عاشقی چه کسی از کجا رسیدستیمرا چه می‌نگری کژ به شب خریدستی
۲
چه ظلم کردم بر تو که چون ستم زدگانکله زدی به زمین بر قبا دریدستی
۳
تظلمی به سلف می‌کنی مگر پیشینکه داغ و درد و غم عاشقان شنیدستی
۴
غلط ز رنگ تو پیداست ز آل یعقوبیبدیده رخ یوسف که کف بریدستی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth