خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۸۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تاتوان دزدید سر در جیب خود سرور مباشمی توان گردید تا از پیروان رهبر مباش
۲
تا کسی انگشت نگذارد به حرفت چون قلمخودحسابی پیشه خود ساز، سر دفتر مباش
۳
در حضور اهل دل چون گل سراپا گوش شوپیش اهل حال چون سوسن زبان یکسر مباش
۴
از زبان خوش چو جوهر ریشه در دلها دوانتشنه خون کسان چون تیغ بدگوهر مباش
صفحهٔ ۱ از ۳