خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۸۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می کشی چون با حریفان باده لایعقل مباشاز خداچون غافلی باری ز خود غافل مباش
۲
دعوی خون را همین جا بانگاهی صلح کنروز محشر درکمین دامن قاتل مباش
۳
در میان شبنم ما و فروغ آفتابای سحاب بی مروت بیش ازین حایل مباش
۴
سبحه تزویر را در گردن زاهد فکنروزو شب محشور با صد عقده مشکل مباش
صفحهٔ ۱ از ۳