شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۸۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاشقان را مغز در سر گر نباشد گو مباشکف اگر در بحر پرگوهر نباشد گو مباش
۲
داغ در دل هست، اگر بر سر نباشد گو مباشحلقه بیرون در گر زر نباشد گو مباش
۳
سیل واصل شد به دریا بی‌دلیل و رهنماعزم صادق را اگر رهبر نباشد گو مباش
۴
می‌شود نقش مراد از ساده‌لوحی جلوه‌گربر رخ آیینه گر جوهر نباشد گو مباش
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth