شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۸۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ظاهر مردان به زیور گر نباشد گو مباشحلقه بیرون در گر زر نباشد گو مباش
۲
رخنه‌های دام، فتح‌الباب صید بسته استسینه ما را رفوگر گر نباشد گو مباش
۳
حلقه زنجیر اگر از هم بریزد گو بریزکار دنیا را نظامی گر نباشد گو مباش
۴
بی‌زبانی آیه رحمت بود درشان جهلطفل را در دست اگر خنجر نباشد گو مباش
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth