خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۸۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نباشم من غبار آستانی گو مباشدربهشت جاودان برگ خزانی گو مباش
۲
گرنباشد طوطی من در شکرزار جهانسبزه بیگانهای در بوستانی گو مباش
۳
موج دریای کرم شیرازه گوهر بس استچون گهر بر گردن ما ریسمانی گو مباش
۴
بامکان ربطی نباشد لامکان پرواز راجان قدسی را زمین و آسمانی گو مباش
صفحهٔ ۱ از ۵