خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به همواری برآید کار درتندی مکوشبدخماری دارد ازپی این شراب خامجوش
۲
طوطی از همواری آیینه می آید به حرفای که می خواهی سخن ازما، به همواری بکوش
۳
شاهد خامی بود وجد وسماع صوفیانتا رگ خامی بود در باده ننشیند ز جوش
۴
دست بر سر چون سبو فردا برآرد سرزخاکهرکه باری برنگیرد ناتوانی را ز دوش
صفحهٔ ۱ از ۳