خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می کند دست نوازش هم دل ما راخموشخشت اگر مانع تواند شد خم می را ز جوش
۲
بازی جنت مخور، ازحال آدم پندگیردرگذر مردانه زین گندم نمای جوفروش
۳
پوچ گویی می دهد بر باد نقد عمر رازود خالی می شود دیگی که ننشیند ز جوش
۴
دیگران راگرم اگر سازد شراب آتشینخون ما را شعله آواز می آرد به جوش
صفحهٔ ۱ از ۱