شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۹۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میکند جان درتن امید، لعل باده نوشروی آتشناک، خون بوسه می آرد به جوش
۲
چین ابرو در شکست دل قیامت می کندساعد سیمین سبکدست است درتاراج هوش
۳
از هوسناکان خطر دارند گل پیراهنانوای برآن گل که می افتد به دست گلفروش
۴
در سینه مستان نمی باشد نصیحت را اثرسرمه نتوانست کردن چشم گویا راخموش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth