خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خون ما ازروی آتشناک می آید به جوشاز دم گرم بهاران خاک می آید به جوش
۲
جسم خاکی مانع ازسیرست جان پاک راچون شود سرچشمه ازگل پاک، می آید به جوش
۳
در دل افسرده مانیست سامان نشاطدر چنین فصلی که خون خاک می آید به جوش
۴
باده پرزور درساغر کند دیوانگیخون ما درحلقه فتراک می آیدبه جوش
صفحهٔ ۱ از ۲