خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برنمی آیم به تسکین دل خودکام خویشچون فلک در بیقراری دیده ام آرام خویش
۲
موجه بی دست و پا رادایه ای چون بحر نیستفارغم از فکر آغاز و غم انجام خویش
۳
چشمه امید رانتوان به خاک انباشتنورنه می گشتم ز بی صیدی شکار دام خویش
۴
شکرستانی برای تلخکامان گشته استغفلت شیرین لبان ازلذت دشنام خویش
صفحهٔ ۱ از ۳