خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز مستی در شکر خندست دایم لعل سیرابشگریبان چاک دارد شیشه را زور می نابش
۲
لب میگون او را نیست وقت خط برآوردنز موج بوسه نو خط می نماید لعل شادابش
۳
ز خواب ناز گفتم چشم اورا خط برانگیزدندانستم کز این ریحان گرانتر می شود خوابش
۴
ندیده حسن خود را، کس حریف اونمی گرددنگه دارد خدا از صحبت آیینه و آبش !
صفحهٔ ۱ از ۳