شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۹۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز سوز سینه پروانه من آب شد آتشزسیر و دور من سرگشته چون گرداب شد آتش
۲
به داغ ازروی آتشناک او خوش می کنم دل راشرر تسبیح باشد هرکه را محراب شد آتش
۳
ز بس خون گریه کرد از رشک روی آتشین اوچو رنگ لعل پنهان در دل خوناب شد آتش
۴
ز برق می کف خاکستری شد زهد خشک منکتان بیجگر را پرتو مهتاب شد آتش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth