شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۹۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشد روشن چراغم از عذار آتش اندودشمگر چشمی دهم درموسم خط آب ازدودش
۲
اجابتهاست درطالع دعای دامن شب رایکی صد شد امید من زخط عنبر آلودش
۳
دل سنگش کجا برتشنه دیدار می سوزد؟سبکدستی که برمی آید از آیینه مقصودش
۴
به دوری از حریم اونشد قطع امید منکه برگردد به محفل شمع، چون خامش کنی زودش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth