خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمی تابد ز آتش روی، خط عنبر آلودشچه شمع است این که چون پروانه گردد گرد سردودش
۲
تماشای گل و شبنم گوارا باد بربلبلکه بوی گل نمی ارزد به روی گریه آلودش
۳
خدا از وعده دور و دراز او نگه دارد!که دارد وعده بافردای محشر وعده زودش
۴
جهان پرتیر و شمشیرست و من پیراهنی دارمکه تارش رشته جان است و جسم ناتوان پودش
صفحهٔ ۱ از ۲