شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۹۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سخن دارد به آب زندگی لعل گهر بارشزبان بازی به کاکل می کند مژگان خونخوارش
۲
عرق را روی آتشناک او در پرده می سوزدز استغنا نمی جوشد به شبنم خون گلزارش
۳
اگر چون بوسه حرف تلخ او شیرین بود، شایدکه در تنگ شکر شبها به روز آورده گفتارش
۴
اگر چه کبک خوشرفتار منت برزمین داردبه تیغ کوه خود را می زند ازشرم رفتارش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth