خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من و عشقی که دست چرخ را چنبرکند زورشگذارد درفلاخن کوه قاف عقل راشورش
۲
کمان نرم تیر سخت رادر چاشنی داردمشو زنهار ایمن از فریب چشم رنجورش
۳
ز خال دلفریب یار مشکل جان توان بردنکنون کز گرد خط گردیده خاک آلود زنبورش
۴
سیاهی عذر خواهی همچو آب زندگی داردمکن قطع امید از زلف و از شبهای دیجورش
صفحهٔ ۱ از ۴