خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر صیدی برد جان از نگاه ناوک اندازشبه یک انداز آرد درکمند خویش آوازش
۲
بت خوش نغمه من قدر عاشق رانمی داندکه دارد عندلیب خانه زاری همچو آوازش
۳
به شکر خنده آن لب چراایمان نیارد گل؟که پرورده است عمری درکنار خویش اعجازش
۴
چه یکرنگی است با هم عشق عالمسوز وآتش راکه رسواتر شود از پرده پوشی خرده رازش
صفحهٔ ۱ از ۲