خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ازان از دست نگذارد قدح چشم فسونسازشکه هر پیمانه چون آیینه آرد برسر نازش
۲
لب حرف آفرینش تا حدیثی را به هم بنددهزاران دفتر انشا می کند چشم سخنسازش
۳
نگاه موشکافان بی خبر بود از دهان اونشد تاخط مشکین چون لب پیمانه دمسازش
۴
ز صید لاغر من میهمانداری نمی آیدخوشا کبکی که سازد سینه پای انداز شهبازش
صفحهٔ ۱ از ۲