خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درآن محفل که از می برفروزد روی گلفامشمی لعلی تراود چون لب جام ازلب بامش
۲
شراب صرف در پیمانه اش ممزوج می گرددفتاده است آبدار ازبس که لعل باده آشامش
۳
نگه دارد خدا ناموس عشق پاکدامن راکه خون بوسه می آید به جوش از روی گلفامش
۴
نباشد زان گزند از چشم بد آن سرو سیمین راکه دارد از لطافت نیل چشم زخم اندامش
صفحهٔ ۱ از ۴