خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوشا قزوین و باغ شاه و گلگشت خیابانشکه از آیینه پیشانی صبح است میدانش
۲
گلش بار نسیم صبحگاهی برنمی تابدنفس دزدیده عیسی می کند سیر گلستانش
۳
نسیم چاشتگاهش آنقدر شاداب می آیدکه گردد سبز اگر خاری درآویزد به دامانش
۴
درین گلشن نهال غنچه پیشانی نمی باشدنسیم صبح فارغبال می گردد به بستانش
صفحهٔ ۱ از ۳