شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۹۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر باید درآتش رفت از رخسار گلگونشبه دندان خون خود می گیرم از لبهای میگونش؟
۲
ندارد در هوسناکی گناهی عشق پاک منبه جوش آورد خون بوسه را رخسار گلگونش
۳
مرا در یک نظر چون سرمه گردانید سوداییبلای آسمانی بود چشم آسمان گونش
۴
به آه سرد من آن شاخ گل سر در نمی آردو گرنه هرنسیمی می برد از راه بیرونش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth