شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۹۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که آمیخته ناز بود رفتارشباشد ایمن ز چکیدن عرق رخسارش
۲
گو بیا سیر رخ و زلف و بنا گوشش کنهرکه دین و دل و طاقت نبود درکارش
۳
می کند نامه سربسته لب قاصد رانقل پیغام ز لعل لب شکربارش
۴
شبنم از لاله و گل نعل در آتش داردکه نظر آب دهد چون عرق از رخسارش
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth