شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۹۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حرف عقبی که درین نشأه کنی تقریرشهمچو خوابی است که درخواب کنی تعبیرش
۲
عشق از پرده ناموس برون می آیداین نه شمعی است که فانوس کند تسخیرش
۳
بی نیازی است محبت که به تکلیف گناهدست در گردن یوسف نکند زنجیرش
۴
هر که را دایره خلق وسیع افتاده استچار دیوار عناصر نکند دلگیرش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth